داداشی من

پدر ومادر

جمعه, ۸ دی ۱۳۹۶، ۰۴:۳۸ ب.ظ

بسم الله

.

یه اقایی رو می شناسم از اشنایان خانمش خیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلی از اینکه همسرش مسئولیت پذیر نیس و کار و بار خونشون رو به وقت یا اصلا انجام نمیده ناراحته و پدرشوهرش انجام میده چیزی خراب میشه یا لازمه اونها تهیه میکنند ...

هی عروس میگه باباجون کاری نداشته باشید بزارید شوهرم خودش کارهاش رو خودش بکنه 

گوششون بدهکار نیس

حتی وقتی اونجان اشغالهای خونه رو که خانم یه هفته به همسرش میگفت ببره و نبرده میبرند بیرون

.

جالبی قصه اینجاست که پامیشن می شینن میگن باید خودش مسئول زندگیش باشه ما ناراحتیم که مسئولیت پذیر نیس😳


خب باباجون یادش ندادی نذاشتی خودش رو پای خودش باشه با حمایت های بیش از حد ...

.

پ ن : خدایا دوستت دارم ؛ قلبم رو از ناخالصی پاک کن ...

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ دی ۹۶ ، ۱۶:۳۸
اسما مهربانی

پاک

چهارشنبه, ۶ دی ۱۳۹۶، ۱۲:۱۰ ق.ظ

بسم الله

بابای فسقل خانوم گاهی کم حوصله است . 

امروز چند بار با خانم طلا تنش داشتند

حتی پیش اومد که خانم طلا گریه هم کرد

اما به دقیقه نکشید که فراموش کرد

دوباره رفت بغل باباش


پ ن : بچه ها خیلی پاک و معصوم اند .

پ ن : کاش میشد ما هم به راحتی و مثل اون ساده از هم بگذریم ...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ دی ۹۶ ، ۰۰:۱۰
اسما مهربانی

چشمهایش

سه شنبه, ۱۴ آذر ۱۳۹۶، ۰۱:۴۰ ق.ظ

امروز رفتیم سر مزار شهید گمنام محلمون

عکس شهید مدافع حرم معزغلامی رو هم زده بودند ...

 ۲۳ ساله

چشم هاش خیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلی خاص بود

جذاب و عجیب گیرا

خدا میدونه چقدر مو اظبشون بوده تا اینقدر خوشگل شدن ...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ آذر ۹۶ ، ۰۱:۴۰
اسما مهربانی

مامان

شنبه, ۱۳ آبان ۱۳۹۶، ۱۲:۵۹ ب.ظ

بسم الله

.

خانم کوچولو داره بزرگ میشه 

زبون باز کرده

مدام میگه "مامان"

هربار جوابش رو میدم هر بار گاهی باجانم گاهی بله حتی گاهی باحرص وعصبانبت

اما

هربار جوابش رو میدم

.

.

.

میشه وقتی خدا رو صدا میزنیم جواب نده؟؟؟

ای مهربان تر از مادر





. پ ن :همه مردهامون رفتن

همسرم

پدرم

پدر همسرم

برادرم

و خیلی از مردهای فامیل ...

.

خدایا زیارت با معرفت نصیبمون کن

انشالله

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ آبان ۹۶ ، ۱۲:۵۹
اسما مهربانی

فطرت

يكشنبه, ۳۰ مهر ۱۳۹۶، ۰۷:۰۴ ق.ظ

بسم الله

دخترها ذاتا مادرند

فسقل خانوم یک سال و دوسه ماهه است اما به عروسکش غذا میده می خوابوندنش گاهی دعواش میکنه ، گاهی نازش میکنه

.

یه چیزی که برا خودم جالبه اینکه او هنوز تربیت شده نیس بیشتر کارهاش بر اساس فطرتش است

مثلا وقتی ببینه اخم کردیم حالت چهره اش رو عوض میکنه می خواد که دلت رو به دست بیاره

.

بچه ها شیرین ترین سختی زندگی اند

.

خدایا بمن چهارتا بچه دیگه بده

ـ


ممنون

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ مهر ۹۶ ، ۰۷:۰۴
اسما مهربانی

حسرت ...

يكشنبه, ۳۰ مهر ۱۳۹۶، ۰۶:۵۶ ق.ظ

من و شهید حججی متولد یک سال هستیم

سال ۱۳۷۰

او کجا ؟؟؟من کجا؟؟؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ مهر ۹۶ ، ۰۶:۵۶
اسما مهربانی

چوب خدا!!!

چهارشنبه, ۲۶ مهر ۱۳۹۶، ۰۳:۵۸ ب.ظ

بسم الله

روز قبل که از کلاس میاومدم نزدیکای مسجد اذان ظهر رو گفتند

رفتم وضو گرفتم نماز خوندم میخاستم نماز عصر رو فرادا بخونم ، پشیمون شدم . پیش خودم گفتم مگه چقدر فرقشه نماز عصر رو هم جماعت خوندم

ساعت ۱۲/۳۰‌ خونه بودم

.

روز بعد به بهانه اینکه برم زودمیرسم نماز رو میخونم حتما الان وروجک پدر مامان رو در اورده 

اومدم تو ایستگاه تاکسی 

رسیدم خونه ساعت ۱۲/۳۰ بود البته نماز نخونده بودم نه جماعت نه فرادا...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ مهر ۹۶ ، ۱۵:۵۸
اسما مهربانی

عقل و دل

پنجشنبه, ۹ شهریور ۱۳۹۶، ۰۵:۲۰ ق.ظ

گاهی بین عقل و دلم خیلی گیر میکنم

چیزی که دلم مخالفشه عقلم صددرصد تاییدش میکنه

به حرف عقلم سعی میکنم گوش کنم

اما احساس شادی زیاد ندارم اینجور وقتا ....

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ شهریور ۹۶ ، ۰۵:۲۰
اسما مهربانی

بی عرضه هاااااااااا

پنجشنبه, ۲۶ مرداد ۱۳۹۶، ۰۳:۱۹ ق.ظ

بسم الله



بچه مذهبی هاااا خیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلی بی عرضه اند


به همین شدت و با همین قاطعیت 😡😡😡😡


ازبین جاهایی که سالم بود میشد رفت یه دل سیر صفا کرد کهف الشهدا بود


دو سالی میشد بخاطر شرایط خاصم نشده بود که برم امشب رفتیم اینقد جو عوض شده که نگو

من نمیگم کی عاقبت بخیر میشه یا نمیشه حرفم اینجاست که وقتی یه مکانی به اسم بچه مذهبی ها هست یه عده دیگری میان بالاخره اما چرا بچه حزب الاهی جو رو به دست نمیگیرند چرا زود منفعل میشوند....

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ مرداد ۹۶ ، ۰۳:۱۹
اسما مهربانی

روز د‌ختر مبارک

پنجشنبه, ۵ مرداد ۱۳۹۶، ۰۵:۰۴ ب.ظ


🔻 روزی که آیت الله خامنه‌ای مشغول به بافتن موی دخترش شد!


🔸خاطره ای شیرین رهبر انقلاب از دوران ریاست جمهوری خود:

یک بار هم من خودم دخترم را برای زیارت امام خمینی بردم، چهار پنج ساله بود. خانواده ما رفته بودند مشهد و او ماند پیش من برای این که بیاید امام را روز عید ببیند. صبح پا شدیم و سرش را شانه کردیم و مرتبش کردیم و موهایش را به زحمت بافتیم. یک دستی هم که نمی شود؛ من بافتن موی سر را خیلی خوب بلدم اما با یک دست نمی‌شود؛ دو دستی باید ببافند چون باید موها را سه قسمت کنند. رفقای پاسدار آمدند به کمک ما و موی سرش را بافتیم و چادر سرش کردیم و خدمت امام آوردیم. ۸۶/۱۲/۲۶

🌺روز دختر مبارکباد🌺

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ مرداد ۹۶ ، ۱۷:۰۴
اسما مهربانی